معرفی وبلاگ
دسته
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 168944
تعداد نوشته ها : 601
تعداد نظرات : 42
reza
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

بده دستات و به من تا باورم شه پيشمي مي دونم خوب مي دوني تو تار و پود و ريشمي تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده ي من چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي توي اين كابوس درد روياي مهربونمي مي دوني با تو پرم از شعر و ستاره مي دوني بي تو لحظه حرمتي نداره مي دوني در تو اين خدا بوده كه تونسته گل عشق و بكاره وقتي حتي پيشمي دلم بات تنگ ميشه باز عشق تو تو لحظه هام خاطره ساز و قصه ساز به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير مي شم نمي دونم چي مي شه بدجوري گوشه گير مي شم ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني هر چقدر بد مي شم اما تو نجابت مي كني هر كجاي دنيا باشم با مني و در مني نگران حال و روزم بيشتر از خود مني مي دوني با تو پرم از شعر و ستاره مي دوني بي تو لحظه حرمتي نداره مي دوني در تو اين خدا بوده كه تونسته گل عشق و بكاره ... مي دوني با تو ... ... مي دوني بي تو ... ... مي دوني در تو ... دل تنگي هات رو بردار به روي قلبم بذار دل تنگي هات رو بردار به روي قلبم بذار تكيه بده به شونم تو اين مسير دشوار اگه منو نمي خواي حرف دلم رو گوش كن فقط براي يك بار بعدش خدانگهدار بعدش خدانگهدار ... تنهايي خيلي سخته وقتي چشام براهه وقتي كه شب سياهه وقتي بدون ماهه تنهايي خيلي تلخه وقتي كه بي تو هستم تنها مي مونه دستم با اين دل شكستم دل تنگي هامو بردار پيش خودت نگه دار هر وقت كه تنها شدي منو به يادت بيار داري مي ري نمي خوام وقت تو رو بگيرم اين حرف آخر من دوست دارم ... دوست دارم ... ... مي ميرم ... تنهايي خيلي درده اگه نياي تو خوابم وقتي تو اضطرابم تو هم ندي جوابم تنهايي خيلي سرده وقتي پيشم نباشي آتيشم نباشي بيدار مي شم نباشي تنهايي خيلي سردمه ... حالا كه مي خوام بموني شعر رفتن رو مي خوني دارم از چشات مي خونم باورش سخته هنوزم تو نباشي توي شعرهام من ديگه از كي بخونم حالا كه مي خوام بموني شعر رفتن رو مي خوني قلب من عاشق ترينه اين رو از چشام مي خوني ... دست تو تو دست من بود ... ... نمي دونم كي تو رو ازم گرفت ... ... نمي دونم كه كدوم نگاه شوم ... ...قصه ي جدايي رو برام نوشت ... حالا كه مي خوام بموني شعر رفتن رو مي خوني قلب من عاشق ترينه اينو از چشام مي خوني فراموش شده مثه برگي خشك و تنها روي شاخه موندم اينجا ... مي ترسم ... توي چنگ وحشي باد برم از خاطر و از ياد ... بپوسم ... همه ي روزهاي من قصه ي بودن من توي آينه ي دلم مثه شب سياه و سرده ...مثه ابرها رنگ درده ... تو شتاب لحظه ها من با خودم يكه و تنهام ... مي دونم ... تو سراب اين افق تا سفر نهايت اينجا ... مي مونم ... همه ي روزهاي من قصه ي بودن من توي آينه ي دلم مثه شب سياه و يرده ... مثه ابرها رنگ درده ... مثه يه غروب تنها كه مي شينه پشت ابرها ... يه سكوت بي پناهم ... توي اين بيهودگي ها لحظه ها رو مي شمارم ... انتظار هر نگاهم ... عشق من بمون عشق من بمون دل واپسم نذار بي تو نمي گذره اين روز و روزگار من با تو دل خوشم وقتي كنارمي وقتي تو يارمي دار و ندارمي ... عشق من بمون ... ... بمون ... عشق من بمون باز با من بخون اين ترانه ي پاك و مهربون من با تو دل خوشم وقتي كنارمي وقتي تو يارمي دار و ندارمي مي دونم نيستس سر پيمونت مي دونم عشقم شده زندونت عشق من بمون دلواپسم نذار بي تو نمي گذره اين روز و روزگار ... عشق من بمون ... ... بمون ...

دسته ها : عاطفي
1391/2/3 13:12

به چشمانت عادت كرده بودم / با دستانت رفاقت كرده بودم
نمى آيى توامشب كاش ديشب / دل سيرى نگاهت كرده بودم

دلم در حلقه غمها نشسته / زبانم بسته و سازم شكسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست / تو را مي خواهم و اينها بهانست

من ساده و بيرنگم / من عاشق دلتنگم
صد بار بزن قطع كن / من عاشق تك زنگم!

عاشقى را شرط اول ناله و فرياد نيست
تا كسى از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقى كار هر عياش نيست
غم كشيدن صنعت نقاش نيست

عشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهي
عشق آن است كه صد دل به يك يار دهي

شمع سوزان توام، اينگونه خاموشم نكن
از كنارت مي روم، اما فراموشم نكن

بايد خريدارم شوي، تا من خريدارت شوم
بايد گرفتارم شوي، تا من گرفتارت شوم
من نيستم چون ديگران، بازيچه بازيگران
اول بدام آرم ترا، آنگه گرفتارت شوم
ح - رادمهر

كاش بودي تا دلم تنها نبود / تا اسير غصه ي فردا نبود
كاش بودي تا فقط باور كني / بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

به سلطان حقيقت ها فراموشت نخواهم كرد
تو تنها شعله اي هستي كه خاموشت نخواهم كرد

از هزاران يك نفر اهل دلند (آن هم تويي)
مابقي تنديسي از آب و گلند

كاش مي شد قلب ما از ياس بود / تك تك گلبرگ آن احساس بود
پاك و سبز و ساده و بي ادعا / كاش مي شد بهتر از الماس بود
كاش مي شد عشق را تفسير كرد / عاشقي را با محبت سيركرد

دلم را آهني كردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم تو اي ظالم دلي آهن ربا داري

گريه هايم بي صداست / عشق من بي انتهاست
ردپاي اشكهايم را بگير / تا بداني خانه عاشق كجاست

به ساعت من تو تمام قرار ها را نيامده اي
كدام نصف النهار را از قلم انداخته ام؟
قرار روزهاي بي قراريم!
كجاي آسمان ببينمت؟ من از جستجوي زمين خسته ام.


چشم چشم دو ابرو / نگاه من به هرسو
پس چرانيستي پيشم؟ / نگاه خيس تو كو؟
گوش گوش دو تا گوش / دو دست باز، يه آغوش
بيا بگير قلبمو / يادم تو را فراموش!
چوب چوب يه گردن / جايي نري تو بي من
دق مي كنم مي ميرم / اگه دور بشي از من
دست دست دو تا پا / ياد تو مونده اينجا
يادت مياد كه گفتي / بي تونمي رم هيچ جا؟
من من يه عاشق / همون مجنون سابق

 

دسته ها : عاطفي
1391/2/3 13:9
X